تبلیغات


«وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیم» - مطالب ابر با حجاب

«وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیم»
 
در پس پرده ی حجاب مخفی می شود
مکن است در زمین گمنام باشد
اما
مطمئنم در آسمانها مشهور است




برچسب ها: با حجاب، بی حجابی، دختران چادری،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 18 شهریور 1395 توسط حانیه همــایون
وقتی آن دختر مانتویی میخرد که آستین هایش حریر است
 من عاشق پوشیدن ساق دست هایم هستم
   
وقتی آن دختر موهایش را به هزار رنگ در می آورد و از زیر شالش پریشان میکند
من روسری ام را لبنانی می بندم
   
وقتی آن دختر برای جلوه برجستگی های بدنش، جلوی مانتو اش را باز میگذارد
من مانتویی میپوشم که وقارم را حفظ کند
   
وقتی آن دختر ساق پایش را با ساپورت بیرون می گذارد
من برای نجابتی که باید در وجودم باشد لباس مناسب می پوشم
   
وقتی آن دختر با آرایش غلیظ و لب های پروتز کرده بیرون می آید
من صورتی معصوم ، ساده و مهربان دارم
   
وقتی آن دختر پاتوقش پارتی ها و مهمانی های مختلط است
من به گلزار شهدای گمنام میروم و آرامش میگیرم
   
وقتی آن دختر با مردان نا محرم در حال خوشگذرانی و گناه است
من همه ی عشقم برای همسرم است
   
وقتی آن دختر برای به روز بودن هر لباسی رو می پوشد
من چادری مشکی و با وقار بر سر دارم
   
وقتی آن دختر خود را داف خطاب می کند
 من میخواهم  خانوم باشم





برچسب ها: میخوام خانوم باشم، با حجاب، دختران چادری،  
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 خرداد 1395 توسط حانیه همــایون


دختران خودنما در چشم ها جای دارند ولی دختران عفیف در دل ها




برچسب ها: دختران عفیف، حجاب، با حجاب،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 اردیبهشت 1394 توسط حانیه همــایون
3تا دختر جوون هرهفته با یه وضع نامناسب میرفتن گلزار شهدا واسه این که مادرای شهید رو اذیت کنن هر هفته هم میرفتن سرخاک یکی از شهیدا ولی مادر اون شهید هیچی به اونا نمیگهبه قول خودم حرصشون میگیره وهر دفعه با وضعیت بدتری میرند آخر هم میرن کنار اون مادر مینشینن مادر شهید هم خیلی تحویلشون میگیره و از زیبایی اونا تعریف میکنه مادر شهید میگه: حیف نیست این همه قشنگی رو نشون یه عده نامرد میدین.
و اینقدرقربون صدقشون میره که دخترا شرمنده میشن.
یک هفته بعد:

وهفته ی بعد با حجاب کامل میرن گلزارشهدا وهر هفته هم مثل خواهرشهید میرفتن سرخاک تاوقتی که مادر شهید هم فوت میکنه همون دخترا هرهفته اول میرن سر خاک مادر و بعد هم میرن سرخاک برادر شهیدشون.


"خدایا مابه بزرگی این پدر و مادرا نیستیم ولی کمکون کن بتونیم ادامه دهنده ی راهشون باشیم"
"خدایا این حکمت رو بفهمیم که کجا باید چه جوری امر به معروف و نهی از منکر بکنیم"
"خدایا به کلام ما هم این تأثیر رو عنایت کن تو که منبع تأثیر هستی..."

یا زهرا(س)





برچسب ها: شهید، با حجاب، بی حجاب، خاطره با حجاب شدن،  
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 بهمن 1392 توسط حانیه همــایون




برچسب ها: بی حجاب، بد حجاب، با حجاب،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1 دی 1392 توسط حانیه همــایون
تمامی حقوق مطالب برای «وَ مِزاجُهُ مِنْ تَسْنیم» محفوظ می باشد